تنهايي بهتر از همنشين بد است . همنشين درستکار، بهتر از تنهايي است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
شنبه 19 خرداد 1386 , ساعت 8:30 عصر
  سلام به همه ي دوستان عزيزم ....
يکي نيست بگه:که اخه مگه همه ي احکام اسلام رو پياده کرده ايد که هي اصرار دارين ازدواج موقت رو راه بيندازين؟
مگه قطع کردن 4انگشت دست جناب دزد جزء احکاممون نيست ؟پس چرا اينو انجامش نميدين ؟
مگه حکم زنا سنگسار نيست ؟پس چرا به اون توجه نمي کنين ؟
چرا همه ي احکامو اجرا نمي کنين ؟
اگه واقعا زنا کار سنگسار مي شد..اگه دست جناب دزد زحمتکش قطع مي شد ...اگه مفسد في الارض اعدام مي شد ..و اگه ....تموم احکام اسلامي در جاي خودش با قاطعيت انجام مي شد ..حالا من مجبور نبودم با اجرايي شدن ازدواج موقت مخالفت کنم و مجبور باشم ضد حال بزنم ..

ازدواج موقت فقط دست متاهلين رو باز ميذاره چون هم دست وبالشون بازه و هم تجربه شون بازتر ...

خيلي عصبانيم خيلي...جناب وزير کشور عزيز...... 
جمعه 18 خرداد 1386 , ساعت 8:18 عصر
داشتم به حرفاي وزير کشور فکر مي کردم و اين که چرا اين قدر دير به اين فکر افنادن ايشون !! نه نه !اشتباه در مورد من فکر نکنين .يه وقت فکر نکنين منم با اين طرح موافقم ..نه  خيلي هم مخالفم .
اما خب ماها ياد گرفتيم روي حرف بزرگترا حرفي نزنيم تا ببينيم ايشون چي رو را دنبال مي کنن و به هدفي مي خوان برسن .به خاطر همينه که هي دارم روزنامه هارو پي گيري مي کنم تا ببينم علما به چه نتيجه اي رسيدن .
اما مي دونم که حکمت خدا بالاتر از اين حرفاست که بخواهم احکامشو زير سوال ببرم ..
فقط نميدونم چرا حالا يادشون افتاده همچين احکامي هم داريم ؟؟

خوب که فساد همه جارو پر کرده ؟
خوب که به بهانه ازادي بد حجابي شيوع پيدا کرده ؟
خوب که تلويزيون بد حجابي را لابلاي فيلمهاش تبليغ کرده؟

به نظر من کار با ازدواج موقت حل نميشه ...
کار بايد از اساس درست بشه ..

شما چي مي گين ؟اشتباه مي گم من؟
باباجون ! يه کم توجه کنين !!!
کم کاري اعتقادي موج مي زنه .شما ها يه سري به کتابهاي ديني سالهاي دبستان تا دبيرستان بزنين .اونوقت متوجه ميشين من چي مي گم ..کتابهاي ديني و معارف ما به جاي اين که بازده هي خوبي داشته باشن  هر چه کلاس بالاتر محتواي کتاب ها  کمتر و کمتر شده ان .اون وقت توقع دارين جلوي فساد گرفته بشه ؟
چرا بايد اصول اعتقادات و خدا شناسي ما فقط منحصرا در حوزه ها باشه ؟تازه اونم من که سال اول حوزه را هم رفتم چيز جالبي در نحوه ي تدريسش نديدم.تا لا اقل جذبش بشم .

اصلا بي خيلش ميشم تا ببينم اين سفارش وزير محترم کشور بالاخره سرانجامش چي ميشه ؟؟؟
تا درودي ديگر بدرود...
چهارشنبه 9 خرداد 1386 , ساعت 1:24 عصر
     برحاشيه ي برگ شقايق بنويسين              گل طاقت بين در و ديوار ندارد...
سه‏شنبه 8 خرداد 1386 , ساعت 9:6 عصر

    به نام خدا...
حسي بديه که :
ادم يه مادر داشته باشه که دوتا پسراش جلوش باشن و اون وقت بيان سيلي بزنن دو گوشش...
يه شوهر جوانمرد هم اينجا باشه و اونو کشون کشون ببرندش بيرون و بعدش خانمشو بزنن..
تازه باردار هم باشه اونوقت ميخ در  رو به پهلوش بزنن...
بعدشم داغ پدر روي سينه اش باشه و اون موقع جاي خالي باباشو حس کنه...
که اگه باباش بود پيشش  نامردا جرات داشتن نگاه چپ به اش بکنن چه برسد به اين که...
ادم اون موقع چه حسي بدي داره که بچه هاش ببينن مادرشون ناراحته و نتونن کاري براش بکنن چون که هنوز کوچيکن...

امشب يه حس خيلي بدي دارم من...
داغ مادر ...
يا مهدي در فراق مادرت چه مي کني؟؟؟


سه‏شنبه 8 خرداد 1386 , ساعت 1:29 عصر

   ميگفت :يه روزي يه بنده خدايي را که ظاهري موجهي و موقري داشت سوار ماشينم کردم .توي راه به من نگاهي کرد و گفت:

کي اين زمينو افريده ؟
گفتم :خدا..
گفت:اين اسمون رو کي افريده ؟
گفتم :معلومه  خدا..
گفت :منو کي افريده؟
گفتم :خب خدا ديگه ..
گفت :عجب .اين قدر خدا خوبه؟
گفتم :اره خب..

که يهو ديدم گفت:

       ابوالفضل نگهدار خدا باشه که اين قدر خوبه خدا..

من ماتم برد که چرا از اول نفهميدم اين بابا يه چيزيشه .....


 


سه‏شنبه 8 خرداد 1386 , ساعت 12:45 عصر
هر چي مي نوشتم نمي رفت توي قسمت تازه نوشته ها .الان دارم امتحانش مي کنم .شايد درست شد....
دوشنبه 7 خرداد 1386 , ساعت 7:57 صبح

 به نام خداي حکيم ....

سلام ...
امروز صبح دايجونم را ديدم .ايشون مي گفتن :حديثي از امام باقر داريم که ميگن:اگه پنجاه نفر بگن که فلان کس اون حرف نامربوط رو زده اما خود اون شخص بگه من نگفتم تو وظيفه داري اون 50نفر رو رها کني و حرف اين يک نفر رو بپذيري .يعني اين قدر بايد حسن ظن داشته باشي.

اما حديثي هم مقابل اين از امام صادق داريم که به فرزندشون ميگن :

اگه فردي به چيزي مشهوره مثلآ همه ميگن :فلان اقا مشهوره که شرابخواره .تو حق نداري بگي مردم دارن ميگن پس راسته .اما تو نبايد بگي اون اقا شرابخواره .يعني ممکنه شايعه باشه .اما اگه خواستي باهاش معامله کني يا در موقعيت ازدواج ويا چيزهايي از اين قبيل قرار گرفتي عقلت حکم ميکنه که تحقيق بيشتري از اون فرد به عمل بياري .
   
پس اگه قرار باشه براي برادرم برم خواستگاري ودر مراسم خواستگاري ديدم عروس خانم برامون چايي اورده اونم با مانتو و روسري و احتمالا با يه ارايشي به قول اصفهانيها «دوست بفهم ودشمن نفهم » حق ندارم بگم عروس خانم نجيب نيس اما عقلم ميگه اگه براي عروس خانمهاي محجبه ي چادري سه درصد تحقيق ميکردم براي اين يکي بايد شش درصد بيشتر تحقيق بکنم .عقلم حکم ميکنه اگه اين کارو نکنم و بعدها تقي به توقي خورد وصدايي چيزي در اومد به جاي نفرين به اون عروس خانم ويا احيانا معرف اون فقط بايد خودمو نفرين کنم .اونم يه نفرين حسابي ...

شما چي ميگين ؟شمام موافقين ؟

خلاصه وقتي اومدم با اين دايي مهربونم خداحافظي کنم بهش گفتم :دايي براي مشکلي که دارم دعا کنين که خدا حل کنه اونو رو .
مي دونين بهم چي گفتن ؟
فقط گفتن که: نه ! تو به مشکلت بگو  خداي من بزرگه ...

   يهو چقدر آروم شدم من .... 


پنجشنبه 3 خرداد 1386 , ساعت 7:24 عصر

سلام ...باز هم سلام ...

امروز مهمان عزيزي را درجمع خودمون داريم .يه مهمون عزيز و دوست داشتني ...منظورم اقا محموده ...
جاتون خالي بودتوي ميدون امام شهرمون.شهر زيباي اصفهان .مردم با چه شور وحالي منتظرش بودن .اخه اونا هم دوستش دارن .به کارهايي که کرده واقفند.قدر زحماتشو ميدونن .
وقتي يه خرده حرفاش تموم شد يه دفعه گفت :مي خوام يکي دوجمله بگم براتون .خسته نشدين؟
که يهو ديدم مردم يکصدا گفتن :   انرژي هسته اي     کي گفته ما خسته ايم ؟؟؟
احساس خوبي بهم دست داد . به خودباليدم که اصفهانيم .رييس جمهور هم لبخندي زد و گفت روي سخنم با اسراييل است و اون دوجمله راگفت .حتما شما هم در جريان سخنانش هستين که !!!

يکي از جملاتي که گفت احساس کردم از درد دل خيلي ها باخبره .از همه جا و از همه کس .
مي گفت :کسي که ايمان دارد به خدا هرگز خسته نميشه .کسي که با اميد به خدا زنده هست هرگز خسته نميشه .
کسي براي خدا کار مي کند هرگز نمي گه من خسته شدم .
به حرفاش فکر مي کردم .مي خوام بگم من که يه مادرم چقدر سخته برام هماهنگ کردن فرزندانم با همسرم و هدفي که در زندگيم هست و راه وروشي که براي تربيت بچه هام در نظر گرفته ام .چقدر سخته .اگه بچه هايم هم برزگتر بشن حتما راه و روش خودشونو پي خواهند گرفت .
براي يه رييس جمهور چقدر مي تونه مشکل باشه که بين تمام اين دستگاهها هماهنگي و اتحادي به وجود بياره که همه با سلايق مختلفي که دارن در جهت انسجام و وحدت ملي و سربلندي اين کشور قدم بردارن .

حالا مي فهمم که رمز موفقيتش چي بوده .فقط يه چيز :کسي با ايمان به خدا وبراي خدا کار کنه هرگز نميگه من خسته ام.اين تمام حرفهاي اونه .مهمونمون رو مي گم .دکتر محمود احمدي نژاد...


                                     مالک اشتر علي   به اصفهان خوش اومدي..

 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]