خداوند مي فرمايد : گفتگوي علمي در ميان بندگانم دلهاي مرده راحيات مي بخشد؛ آن گاه که در آن به امر من برسند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
دوشنبه 18 دي 1385 , ساعت 8:17 عصر

قديما وقتي بچه بزرگ مي کردند انگار هيچ طوري نمي شد اما من يکمي هول کردم چون حس کردم ديگه به اين سادگي هام نيست. من خيلي دلم مي خواد بچه هام خوب تربيت بشن تا اسباب دردسر برام نشن.


دوشنبه 18 دي 1385 , ساعت 7:41 عصر

سلام


اين اولين مطلب وبلاگ مادرانه‏ست. به خاطر اين اسمش رو گذاشتم مادرانه که مهم ترين مسئله ي زندگي من بچه هام هستند. از امروز سعي مي کنم يادداشتهاي روزانه م رو روي وبلاگم بنويسم.


فعلا خدانگهدار



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]