اي بندگان خدا، برادر باشيد ! مسلمان، برادرمسلمان است، به او ستم نمي کند، او را وا نمي گذارد و او راتحقير نمي کند . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
پنجشنبه 30 خرداد 1387 , ساعت 9:57 عصر
يادم نرود اگر دوباره دريا رفتم يا اگر پايم به شمال سرسبز باز شد،حتما با خودم پاکت زباله ببرم.چقدر انجا لازم داشتم و همراهم نبود.اگر بداني آنجا چه خبر بود؟؟جايتان خالي.....
شمال واقعا شاهکار خلقت است.اما وقتي جاي تميزي براي نشستن و لذت بردن ار آن همه طراوت و سرسبزي پيدا نمي کرذم ،جدا به جاي آن شهروندي که فراموش کرده بود زباله هاي توليدي خود و خانواده اش را جمع آوري کند و ترجيحا به ايستگاه باز يافتي نزديک ترين محل شهر مورد نظر برساند؛خجالت کشيدم.
دريا هم براي خودش معضلي شده بود که به محض ورود به ساحل ؛از کثرت رباله هايي که در آن جاها پراکنده شده بود؛چشمانم گرد شده بود.
راستي پاکت زباله کيلويي چنده؟بي زحمت مرحمت فرماييد ...متشکرم...

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]