هر دانشي که خرد تأييدش نکند، مايه گمراهي است . [امام علي عليه السلام]
چهارشنبه 22 خرداد 1387 , ساعت 6:19 عصر
< language=java>


صدايشان کردم. هر دويشان دويدند به سمت من.نمي دانم اين ور نپريده ها ،از کجا بو مي برند که مادر چه نوع کاري با آنها دارد؟
وقني بهشان گفتم که بايد راهي شمال بشويم؛بال در آوردنشان واقعا ديدني بود برايم.
گفتم ساک تان را ببنديد و خودتان وسايل تان را آماده کنيد.باورم نمي‏شد. در عرض سه سوت...
ساک کنار هال آماده بود.
برايم جالب بود بعد که فهميدم آنها براي بستن ساکشان، با کمک هم ؛ اول ليستش را آماده کرده بودند و بعد ساک را بستند.
برنامه ربزي تنها چيزي بود که باورم نمي‏شد بلد باشند.
جايتان حتما خالي خواهد بود...

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]