گشاده رويي، عامل دوستي است . [امام علي عليه السلام]
سه‏شنبه 14 خرداد 1387 , ساعت 10:21 صبح

سلام بابا...
شما الان هم زنده ايد.من شمارو هنوز هم از آن جعبه‏ي جادويي مي بينم.پس هستيد ديگه؟!
هنوز هم وقتي حرف مي‏زنيد،صلابت و محکمي را ميشه ازصداي شما حس کرد.


اصلا 14 خرداد که ميشه حس خوبي ندارم. يک حس دلتنگي درونم را فشار مي‏دهد. 
بابا...من ترسيده ام.از اين دو امانتي که دارم ،ترسيده ام.آخر شما که خبر نداريد؟اينجا پسرامون اون صلابت و محکمي که بايد داشته باشند را ندارند.دخترامون هم يادشون رفته که چه  قدرتي دارند و راه استفاده اش را بلد نيستند.انگاري که سرگردان شده باشند.
اصلا بابا...من هم سرگردان شده ام. من هم ترسيده ام. ياد مادرتان که مي افتم ،بدنم مي‏لرزه.من مادرم. چون مادرم ،ترسيده ام.
بابا...بارها بارها به مادرتان غبطه خورده ام.شفاعتش با شماست ،مگه نه؟؟



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]