چهارشنبه 4 ارديبهشت 1387 , ساعت 10:26 عصر
< language=java>
>
با چه ذوقي چادر قجري خوشگلي دوختم و رفتم به خالهام نشان دادم.جلوي آنها سرم کردم و گفتم :«ببينين چقدر توي اين چادر راحتم.هم پوشيده ام و هم دستهايم آزاده.خداوکيلي خيلي به چهره ام اومده .»
خاله مهربانم نگاهي به سر تا پايم انداخت و گفت:«اتفاقا اصلا قشنگ نيست.اين چادر روي سر تو يه جوريه.حس مي کنم تازه انگشت نما شدي.چرا دسته هاي چادر آويزونه؟»
جايتان خالي...حسابي يخ کردم.من که پارچه را خريده بودم.مزد خياط را هم که داده بودم.حالا چادر را چه کارش کنم؟اگر کسي جاي من بود، براي لجبازي هم که شده حتما با همين چادر ميرفت خانهي خاله مهماني.
وقتي برگشتم با خودم عهد کردم ديگر براي کسي هيچ نظري ندهم.مگر اينکه خودش نظرم را جويا بشود.تازه بايد قبلش مطمئن بشوم که امکان انجام نظرم هست يا نه؟
بد جوري يخ کردم.چه جوري خودم را گرم کنم؟
>
با چه ذوقي چادر قجري خوشگلي دوختم و رفتم به خالهام نشان دادم.جلوي آنها سرم کردم و گفتم :«ببينين چقدر توي اين چادر راحتم.هم پوشيده ام و هم دستهايم آزاده.خداوکيلي خيلي به چهره ام اومده .»
خاله مهربانم نگاهي به سر تا پايم انداخت و گفت:«اتفاقا اصلا قشنگ نيست.اين چادر روي سر تو يه جوريه.حس مي کنم تازه انگشت نما شدي.چرا دسته هاي چادر آويزونه؟»
جايتان خالي...حسابي يخ کردم.من که پارچه را خريده بودم.مزد خياط را هم که داده بودم.حالا چادر را چه کارش کنم؟اگر کسي جاي من بود، براي لجبازي هم که شده حتما با همين چادر ميرفت خانهي خاله مهماني.
وقتي برگشتم با خودم عهد کردم ديگر براي کسي هيچ نظري ندهم.مگر اينکه خودش نظرم را جويا بشود.تازه بايد قبلش مطمئن بشوم که امکان انجام نظرم هست يا نه؟
بد جوري يخ کردم.چه جوري خودم را گرم کنم؟
نوشته شده توسط مادرانه | نظرات ديگران [ نظر]
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[15/4/1387- 11:4 ع] ته ديگ مادرانه...
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]
[4/4/1387- 8:23 ص] آسانسور مادرانه...توش گير نيفتين
[2/4/1387- 11:58 ع] مامان من...
[30/3/1387- 9:57 ع] پاکت زباله مادرانه
[22/3/1387- 6:19 ع] ساک مادرانه...
[20/3/1387- 10:42 ص] من از مترو هم مي ترسم...
[14/3/1387- 10:21 ص] اضطراب مادرانه...
[12/3/1387- 10:35 ع] کي ميگه زن بلاست؟با مادرانه طرفه ها....
[12/3/1387- 5:15 ع] لذت هاي مادرانه....
[11/3/1387- 8:24 ع] مادرانه
[27/2/1387- 3:37 ع] براي هميشه...
[21/2/1387- 8:32 ص] اخرش...
[11/2/1387- 2:50 ص] مديريت بحران مادرانه اي...
[4/2/1387- 10:26 ع] مادرانه يخ کرده؟
[4/2/1387- 7:58 ص] قضاوت مادرانه...
[آرشيو شده ها]